على محمدى خراسانى

48

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

روزه بگيريد و . . . نه اين‌كه در عرض آنها اطاعت هم به صورت جداگانه واجب باشد . و مانند : وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . « 1 » همچنين سخن امام على ( ع ) كه ميفرمايد : « فإنّه لم يأمرك إلا بحسن و لم ينهك إلا عن قبيح » . « 2 » بر فرض كه قبول كنيم آيه در مقام تشريع است ، شرعاً هم هر خبيثى حرام است ، ولى قبول نداريم كه اعيان نجسه عموماً از مصاديق خبائث باشند ؛ بلكه ميان آن‌ها ( اعيان نجسه و خبائث ) عام و خاص من وجه وجود دارد : گاهى هر دو صدق ميكنند در مثل بول و مدفوع و منى و خون كه هم از اعيان نجسه هستند و هم از خبائث . گاهى خبائث صدق مىكند ولى عين نجس نيست ، مثل اقوال ، اخلاق ، نيات ، باطنها و اعمال زشت و ناپسند و خبيث . گاهى هم عين نجس هست ولى خبيث نيست و طبع سليم از آن نفرت ندارد ؛ مثل خمر و فقاع كه نوع انسانهاى غير مسلمان مىنوشند ، و حتى برخى از مسلمانان سست اعتقاد نيز از آن استفاده ميكنند ؛ اگر طبع سليم آدمى از آن نفرت داشت چنين نبود . گوشت خوك را هم بيشتر غيرمسلمانها ميخورند ، و اگر اسلام تحريم و نهى نمىكرد معلوم نبود مسلمانان از آن متنفر باشند . مثال ديگر : گوشت تازه حيوان سالمى كه سر بريده شده ولى مذكى نيست ، بلكه از نظر فقهى ميته و مردار است . بنابراين در مواردى « عين نجس » هست ولى « خبيث » نيست . مدّعا حرمت معاوضه بر جميع اعيان نجسه است ، ولى دليل - اگر آيه مورد بحث باشد - همه نجاسات را شامل نميشود ، بنابراين از جهتى دليل ، اخصّ از مدّعا است و به كار مدّعاى مزبور نمىآيد . بر فرض كه قبول كنيم همه نجاسات ، مصاديق خبائث هستند ولى قبول نداريم كه جميع تقلبات و دخل و تصرفها حتى معاوضه و تقلّب اعتبارى در خبائث حرام باشد ، زيرا متفاهم عرض دارد كه مقدر است . مثلًا در مورد تحريم خمر متفاهم عرفى نوشيدن

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) : 7 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامه 31 .